بیچاره خانم گادفری، بیچاره دانشجوی حسابداری

این نوشته نقدی است بر کتاب تئوری حسابداری(ویرایش هفتم)، نوشته جین گادفری به ترجمه دکتر علی پارسائیان، چاپ سوم  1396، انتشارات ترمه.

از زمان کارشناسی تا پارسال که استادمان کتاب تئوری حسابداری را برای منبع معرفی کرد، خیلی وقت بود که کتاب حسابداری نخوانده بودم. دراین میان تا دلتان بخواهد کتاب دستور زبان و درست نویسی و ویرایش و نگارش خوانده بودم. برای همین عادتم شده که هر وقت کتابی می‌خوانم در کنار مطالعه به نگارش و ویراستاری هم توجه می‌کنم. این قضیه در مورد کتاب تئوری حسابدرای هم صدق کرد که داستانش را در ادامه می‌آورم.

جلسه اول استاد -که نسخه انگلیسی کتاب را خوانده بود- فصل اول را درس داد و از من که نماینده بودم خواست که بقیه فصل‌ها را بین بچه‌ها تقسیم کنم. فصل دوم هم به خودم افتاد! القصه پنج‌شنبه همان هفته کتاب را با شوق و ذوق گرفتم و شروع به خواندن کردم. از همان اول که هفت پرانتز در پاراگراف اول فصل دوم دیدم، شاخک‌هایم جنبید. اما اعتنایی نکردم. بعد از یک ساعت مطالعه دیگر برایم مسجل شده بود که کتاب از نظر انشایی و نگارشی مشکل دارد، چون اصلا معنی بعضی از جمله‌ها را نمی‌فهمیدم. در همین اثنا بودم که به فکرم رسید موضوع را با همکلاسی‌ها مطرح کنم و نظر آنها را جویا شوم. آن‌ها هم مثل من گیج و مبهوت سختی کتاب شده بودند. من که هنوز باور نمی‌کردم کتابی در این سطح می‌تواند اینقدر مشکل ویراستاری داشته باشد، تصمیم گرفتم با دقت بیشتری مطالعه کنم. اما هرچه بیشتر تمرکز می‌کردم، کمتر به درک درستی از کتاب می‌رسیدم. این ترجمه، اصولا خواندن را سخت و خواننده را دچار سردرگرمی و چشم را خسته می‌کند. استفاده بیش از اندازه از پرانتز و قلاب و گیومه و عدم توجه به گذاشتن کاما آن هم در جملات طولانی و خلاصه سخت خوانی آن، نداشتن نام ویراستار در مشخصات کتاب را برایم توجیه کرد. بله این کتابی است برای نخواندن و یا خواندن برای نفهمیدن!

خلاصه احتمالا خانم جین گادفری استاد دانشگاه اوکلند، احتمالا تا الان خبردار شده است  که نسخه ای از کتابش به فارسی ترجمه شده است و او خوشحال است که هشتاد میلیون ایرانی امکان خواندن کتابش را پیدا کرده‌اند. اما بیچاره خبر ندارد چه ترجمه‌ای!

 البته این متن چیزی از زحمات جناب آقای دکتر علی پارسائیان که در این چند سال کتاب‌های بسیار مهمی را در حوزه‌های مدیریت مالی و حسابداری ترجمه کرده‌اند و همچنین انتشارات ترمه که سالیان دراز در نشر کتابهای حسابداری کوشیده، نمی‌کاهد. اما این نگرانی همچنان پا بر جاست که اساتید حسابداری مسلط به زبان انگلیسی کم هستند و آن عده کم هم زمان زیادی برای ترجمه متون به روز حسابداری نمی‌گذارند. و اگر وقت بگذارند نتیجه‌اش می‌شود این کتاب.بیچاره دانشجوی حسابداری!

من حسابدارم و سواد ویراستاری ندارم، اما فرق شلخته‌نگاری را با پاکیزه نویسی(۱) می‌دانم، بنابراین به صورت یک بررسی دانشجویی، بر اساس نکته‌هایی که در زمان مطالعه یادداشت کردم، اشکالات نگارشی این کتاب را به شکل‌های زیر طبقه‌بندی کرده‌ام و به صورت مصداق، در هر طبقه نمونه هایی آورده‌ام. ذکر این توضیح لازم است که چون استاد محترم در جلسه آخر کلاس اعلام کرد که فقط ۵ فصل منابع امتحان خواهند بود، بنابراین مصداق‌ها پس از یکبار مطالعه‌ی فصل‌های ۱،۲،۳،۱۱،۱۲ نوشته شده است. جملاتی که عینا از کتاب نقل می شود را به صورت ایتالیک خواهم نوشت و در برخی از موارد سعی کردم نحوه نگارش درست را بعد از جمله نقل شده از کتاب اضافه کنم.

یک-غلط‌ املایی:

شماره صفحه شماره پاراگراف غلط درست
۹ ۱ ایاللات ایالات
۱۱ ۳ نوجیه توجیه
۲۳ ۲ محسابه محاسبه
۶۱ ۴ گذشته های گذشته
۶۹ ۴ سیسات سیاست
۷۱ ۴ بدن بدون
۹۱ ۱ ناشمهود نامشهود
۹۴ ۲ انشتار انتشار
۴۹۶ ۱ رفتاذر رفتار
۵۰۵ ۲ مصورن مصون
۵۰۴ ۳ محود محدود
۵۱۰ ۱ مصر مصرف
۵۳۰ ۲ غرمنتظره غیرمنتظره
۵۶۵ ۲ روش روشن
۵۶۴ ۲ یک یا
۵۶۷ ۱ ما با
۵۸۰ ۲ قرا قرار
۵۸۴ ۳ ز از
۶۰۵ ۳ دراد دارد

دو- استفاده بی حد و نابجا از پرانتز و قلاب:

در این کتاب ۷۰۰ صفحه‌ای هیچ صفحه ای نیست که چندین جمله در پرانتز و قلاب نداشته باشد و اگر همه این جملات حذف شوند احتمالا کتاب سبکتری خواهید دید! دلیل اینکه این دو علامت را یکجا می‌آورم این است که عموما به نظر می‌رسد مترجم محترم جای استفاده این دو را در خیلی از جاها اشتباه آورده است. اجازه بدهید ابتدا برای هر علامت تعریفی بیاورم: پرانتز برای دربرگفتن عبارت دارای جنبه ی توضیحی، تکمیلی، معترضه و عموما فرعی که حذف آنها به اصل مطلب صدمه ای نزند، و همچنین معنی واژه، کاربرد دارد.(۲) همچنین قلاب برای نوشتن، اضافات، تصحیحات، توضیحات ناقل در اثنای مطالب منقول به ویژه در تصحیح متون می آید. (۳)

همانطور که در مثال های زیر خواهید دید، در بیشتر جاها مثل این جمله “ این دو مسیر یا روش اثباتی و هنجاری ناسازگار نیستند [مانعه الجمع نیستند]. ص ۱۸″ واضح است که مترجم در پی توضیح اضافه در مورد کلمه ناسازگار است، اما به جای پرانتز از قلاب استفاه می کند. یا مثلا در این جمله” نماینده و موکل [مدیر و سهامداران] دارای منافع مشترک می‌شوند و در نتیجه هر نوع اقدامی که منافع نماینده را تامین کند، منافع موکل(سهامداران) را هم تامین خواهد کرد. ص ۵۱۱ ” معلوم نیست چرا در یک جمله برای یک کلمه از دو نوع علامت و آن هم با دو معنی مختلف استفاده شده است. همچنین در جمله “…. و (یا) رویدادهای آینده راپیش بینی کنند. ص ۵۵۹” ، اگر مترجم می خواهد چیزی به ترجمه اضافه کند باید قلاب بیاورد و اگر منظور توضیح اضافه است، بعید بدانم “یا” و “و” ارتباطی با هم داشته باشند. و در نهایت جمله”  [الزامی وجود ندارد که مشمول قاعده خود را نفی کردن، بشوند). ص ۳۵″ بالاخره معلوم نیست پرانتز است یا قلاب!

بقیه مثال‌های پرانتز و قلاب:

  • حسابداری را برای مشتری(ارباب رجوع) و یا گروه های ذینفع توضیح دهند. ص ۲۱

معلوم نیست چرا نیازی به توضیح اضافه برای کلمه “مشتری” است.

  • موجب پیشرفت علم نخواهد شد(پیشرفت علمی ندارد). ص ۳۵

 واقعا توضیح واضحات می دهد.

  • پس از آن، سرنوشت تئوری حسابداری و رویدادهای مربوط به آن در ایالات متحده تعیین می‌شد(و نه در انگلستان). ص ۹

خیلی راحت می توان جمله را اینگونه نوشت: پس از آن، سرنوشت تئوری حسابداری و رویدادهای مربوط به آن به جای انگلستان در ایالات متحده تعیین می‌شد.

  • ·         … افراد با شاگردی(کارورزی و کارآموزی نزد متخصصان این حرفه(حسابداران ارشد) شیوه ثبت و گزارش کردن رویدادهای مالی و تهیه صورت حساب‌ها را می‌آموختند.ص ۳۰

همانطور که مشاهده می کنید پرانتز در پرانتز شده!

در مورد دیگر مثلا فقط در فصل دوم بالغ بر ۱۰ بار عبارت” هزینه های تاریخی(بهای تمام شده اقلام)” تکرار شده، معلوم نیست چرا مترجم در یک پانوشت این مورد را یکبار توضیح نداده و هر دفعه تکرار کرده است.

سه- ترجمه کلمات:

به عنوان مثال کلمه Corporate Governance در کتاب‌های حسابداری عموما دو جور ترجمه شده: حاکمیت شرکتی و راهبری شرکتی، اما مترجم محترم آن را “نظام حکومتی” ترجمه کرده است و معلوم نیست دانشجو چطور باید آن را با نظام حکومتی کشورها تمیز دهد.

چهار-قرار دادن فعل در وسط جمله:

  • تئوری عبارت است از یک سیستم استنتاجی یا قیاسی از گزاره‌های تعمیم یافته ناشی از یک فرض مورد توافق.ص ۶

تئوری یک سیستم استنتاجی یا قیاسی از گزاره‌های تعمیم یافته ناشی از یک فرض مورد توافق است.

  • می‌توان به بیانی ساده تئوری را استدلال منطقی دانست موید یا بیانگر یک باور.ص۶

به بیانی ساده، تئوری را می‌توان استدلالِ منطقی، بیانگر یک باور دانست.

  • هدف ارائه چارچوبی بود از تئوری حسابداری.ص ۱۳

هدف ارائه چارچوبی از تئوری حسابداری بود.

  • از دیدگاه تئوری قراردادها شرکت یک حلقه قانونی است بین عوامل عرضه کننده و مصرف کننده. ص۴۸۹

از دیدگاه تئوری قراردادها، شرکت یک حلقه قانونی بین عوامل عرضه کننده و مصرف کننده است.

  • هزینه نمایندگی برابر است با کاهش ثروت مالک ناشی از تضاد منافع او با نماینده. ص۴۹۱

هزینه نمایندگی برابر با، کاهش ثروت مالک ناشی از تضاد منافع او با نماینده است.

پنج-عدم توجه به فاصله بین کلمات:

  • …. که چه سیستمی یا روشی را باید به کاربرد. ص ۱۳

…. که چه سیستمی یا روشی را باید به کار برد.

  • این دو مسیر یار وش… .ص۱۸

این دو مسیر یا روش… .

  • همچنین باآگاهی از… .ص۲۱

همچنین با آگاهی از… .

  • … که من‌افع سهامداران… .ص۴۹۷

… که منافع سهامداران… .

  • …تا بتوان بدان وسیله کیفیت مدیریت بر تعهدات را مورد ارزیابی قرارداد. ص ۶۰۵

…تا بتوان بدان وسیله کیفیت مدیریت بر تعهدات را مورد ارزیابی قرار داد.

شش- استفاده مکرر از کلمه “یعنی”، که عموما بودن یا نبودن آن به نظر تاثیری در جمله ندارد:

و آن دارای هدفی مشخص بود، یعنی ارائه سندی منسجم یا یکپارچه از تئوری بینادی حسابداری با هدفی مشخص، یعنی ارائه سندی یکپارچه از تئوری حسابداری تا آبشخور دانشگاهیان، موسسه های حسابرسی و سایر گروه‌های ذینفع در حسابداری شود. ص ۱۳

هفت- ویرگول و نقطه:

در پایان خیلی از جملات، مخصوصا پایان پاراگرافها، نقطه فراموش شده است. که از ذکر مثال برای آن می‌گذرم.

  • برای مثال، اگر فردی بخواهد بستنی بخرد. دو گزینه پیش رو دارد. ص ۴۸۹

برای مثال، اگر فردی بخواهد بستنی بخرد، دو گزینه پیش رو دارد.

  • همچنین کاتر مشاهده کرد. که در بیشتر قراردادهای وام… ص ۵۰۷

همچنین کاتر مشاهده کرد، که در بیشتر قراردادهای وام…

هشت- تضاد در نوشته:

  • این دو مسیر یا روش اثباتی و هنجاری ناسازگار نیستند [مانعه الجمع نیستند]. ص ۱۸

مقایسه کنید با این جمله: لازم به یادآوری است که این دو دیدگاه مانعه الجمع (ناسازگار) نیستند. ص ۵۶۷

حالا معلوم نیست بالاخره دانشجو نیاز به معنی ناسازگار دارد یا مانعه الجمع!

  • احتمالا منظور از کلمه “متحده پادشاهی” در صفحه ۸۵ ، کلمه UK است، پس باید بریتانیا ترجمه شود، اگر بریتانا مشکل دارد پس مثل صفحات ۹ و ۱۱ می‌توان “انگلستان” ترجمه کرد.

نه- دراز نویسی و جملات بی سر و ته:

  • در واقع، هدف اصلی آن این است: توجیه و بیان دلیلی که سیستم حسابداری سیر تکامل پیموده است، ارائه راه های اصلاحی و مبنایی برای تقویت چنین سیستمی. ص ۶
  • ·         … سازمان های تدوین کننده استانداردها( یا نمایندگان شرکت های بزرگ) نهایت سعی خود را می نمایند تا آنجا که امکان دارد بر فرآیند تدوین استانداردها اعمال نفوذ نمایند و هر یک از اعضا می کوشد نظر خود را تحمیل کند. یعنی اعمال کنترل رسمی بر فرآیند تدوین استانداردها(خود را نماینده سازمان های مهم تدوین کننده استانداردها دانستن). ص ۷۵
  • راه مصون ماندن طلبکاران پیشین این است که هنگام دادن وام در قرارداد این بند را بگنجانند که شرکت(سهامداران) حق ندارد پس از آن اوراق قرضه با اولویت بالاتر منتشر نماید. (لازم به یادآوری است که اولویت پایین قرارگرفتن در رده دوم باعث می شود که<< هزینه نمایندگی>> بالا رود، (البته اگر شرکت وجوه نقد تهیه شده از محل اوراق قرضه را برای پرداخت سود نقدی به مصرف برساند).

ده- فونت:

در بعضی از صفحات یک‌دستی فونت رعایت نشده، برای مثال: کلمه ” سودمندی اطلاعات” در صفحه ۴۸۵ و کلمه “شدند” در صفحه ۵۷۵ با فونت و سایزی غیر از بقیه جملات نوشته شده‌اند.

پانوشت:

۱-بهاری، رضا. به زبان آدمیزاد، نشر نی، تهران ۱۳۹۱ صفحه ۲۲

۲-سمیعی، احمد. نگارش و ویرایش، انتشارات سمت، تهران ۱۳۹۱، صفحه ۲۶۳

۳-همان صفحه ۲۶۴

نظرات بسته شده است، اما بازتاب و پینگ باز است.