این دهه هشتادی‌های عجول

مطلبی دربارۀ دهه‌هشتادی‌ها می‌خواهم ارائه کنم. از دوستان عزیز دهه‌هشتادی غافل بودیم و پیوسته بر دهه‌هفتادی‌ها تأکید می‌کردیم. دهه‌هفتادی‌ها بزرگ شدند و بالاخره راه خودشان را پیدا کردند؛ اما دهه‌هشتادی‌ها دست همه را از پشت بسته‌اند. هفته‌ای نیست که چهارپنج پیام با سؤالات عجیب‌وغریب و نگران‌کننده دریافت نکنم.

برخی هنوز دیپلمشان را نگرفته‌اند، دنبال درآمد خوب هستند! بنده در دانشگاه پیام نور تحصیل کردم. در دانشگاه، کلاس درسی نداشتیم و از روی کتاب درس می‌خواندیم. واقعاً هم برای اینکه حسابداری یاد بگیرم وقت می‌گذاشتم و در نهایت به این جایگاه رسیدم و شدم این. حالا برخی از دهه‌هشتادی‌ها سؤالات امتحانی‌شان را هم از من می‌پرسند. هفته‌ای نیست که یک نفر از من نخواهد سؤالش را حل کنم، حتی حاضرند هزینه هم به من بدهند! برخی از دوستان این‌گونه می‌خواهند حسابداری یاد بگیرند. بعد هم می‌گویند از دانشگاه چیزی یاد نمی‌گیریم! طبیعی است وقتی با این‌همه منابع و امکانات مختلف، حاضر نباشید یک سؤال حل کنید و برای سؤالتان وقت بگذارید، دانشگاه چیزی به شما یاد نمی‌دهد و نمی‌توانید یاد بگیرید.

ما همه از دانشگاه چیزهایی یاد گرفتیم. این‌طور نیست که دانشگاه چیزی یاد ندهد. بالاخره در کشورمان این‌همه حسابدار درست و حسابی داریم که به هر حال بخش عمده‌ای از این حسابدارها، اصول حسابداری را از دانشگاه یاد گرفتند؛ اما بقیۀ موضوعات را حین کار یاد گرفتند و اطلاعاتشان را بیشتر کردند و دانسته‌هایشان را با تجربه آمیختند تا در نهایت به جایگاه مطلوبی رسیدند.

من به‌خاطر به‌روزبودن اطلاعاتم هفته‌ای چند ساعت در زمینۀ حسابداری و مالی مطالعه می‌کنم، در حالی که نه دانشجو هستم و نه نیازی دارم. حال شما که دانشجو هستید، باید مطالعه کنید. اصلاً کارتان مطالعه‌کردن است. با این حال، سؤالتان را از من می‌پرسید؟!

عزیزان، این روش، روشی نیست که بتوانید با آن به هدفی که در ذهنتان دارید برسید. وارد این بازی‌ها نشوید. اطراف شما الان پر است از بازی، پر است از چیزهایی که ممکن است مثل بورس یا رمز ارزگولتان بزند. اصلاً سر تا ته داستان ثروتمندشدن دروغ است. به‌قول شما که عشق «صفر تا صد» هستید، صفر تا صد این جریان دروغ است. چنین چیزی وجود ندارد. وارد این بازی‌ها نشوید. نگذارید کسی گولتان بزند. تمرکزتان را بگذارید روی درس خودتان.

در فرایند یادگیری از دانشگاه، هفتاد درصد خود دانشجو مؤثر است. این دانشجو از جامعه‌ای وارد دانشگاه می‌شود که آن جامعه از لحاظ اقتصادی و سیاسی بسیار در حالت حساسی است. طبیعتاً وقتی به دانشگاه می‌رود، به تنها چیزی که فکر نمی‌کند، درس‌خواندن است.

با توجه به وضع اقتصادی حاکم و فضای اجتماعی کشورمان، واقعاً به خیلی از توقعات و انتظاراتی که در سر جوانان ماست نمی‌شود ایراد گرفت و من هم ایراد نمی‌گیرم؛ ولی می‌گویم یک مقدار از این افکار خارج شوید و گام‌به‌گام و با صبر و حوصله جلو بروید. اگر هوش هیجانی حداقلی داشته باشید، آدم صبوری باشید،‌ سرتان به کار خودتان باشد، درستان را هم بخوانید و آنچه را به دردتان می‌خورد یاد بگیرید، مطمئناً موفق می‌شوید. نیازی نیست عجله کنید.

بله، شما در زمانی به دنیا آمدید که از نظر اقتصادی این‌همه شکاف است. زمان ما دهه‌شصتی‌ها این‌گونه نبود؛ آن زمان مثلاً شخصی پیکان داشت و شخصی دیگر نهایتاً پژو۵۰۴ داشت؛ ولی الان مثلاً یک ماشین پراید هم زیر پای پدرتان نیست و از طرفی یکی از دوست‌هایتان ماشین لکسوس دارد. این را من قبول دارم. به هر حال نگذارید این موضوعات شما را منحرف کند.

برای من چیزی مهم‌تر از این نیست که ببینم یک دهه‌هفتادی یا دهه‌هشتادی که از من کوچک‌تر است، بیشتر از من می‌داند. خوشحال می‌شوم و افتخار می‌کنم. باعث افتخارم است که شاگردی شخصی را کنم. حرف‌هایی که می‌زنم به این معنی نیست که شما بلد نیستید یا توانایی ندارید؛ بلکه منظورم این است اشتباهاتی که من کردم و کارهای بدی را که من انجام دادم، شما دوباره انجام ندهید و چوبی را که من از اشتباهاتم خوردم، شما نخورید. من تجربه‌ای دارم. این تجربه را دارم در اختیار شما می‌گذارم. بنابراین خواهشم از شما دوستان دهه‌هشتادی این است که شتاب کنید و تلاش کنید.

به‌نظرم دهه‌هشتادی‌ای موفق است که اصطلاحاً سرش در لاک خودش باشد؛ یعنی مسیر خودش را برود و به پول و کار فکر نکند و تمرکزش روی درس و مهارت فردی‌اش باشد.

صبر و حوصله کنید. راه خودتان را پیدا کنید و اسیر این بازی‌ها نشوید.

1 نظر
  1. ناشناس می گوید

    خیلی عالی و راهگشا بود بسیار ممنونم از زحماتتون⚘💐🌹👌🏼🙏

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.